بهینه سازی سایت

ثبت دامنه

آگهی رایگان

طراحی وب سایت

مواد شوینده

تبليغات|طراحی سایتX
مشكوك ؟؟؟ عکس, اهنگ,داستان و...



























مشكوك ؟؟؟ عکس, اهنگ,داستان و...

سکوت نکرده ام که فراموشت کنم. نمی خواهم که از یادم بروی. اشک نمی ریزم تا لحظه های نبودنت را ابری کنم. تنها.............تنها لحظه های با تو بودن را مرور می کنم.......... و به تو می اندیشم در ابدیت لحظه.........!!!!!!!!!!!!!!!! نمی دانی چه غمگینم در این تاریکی شب ها چه بی تابانه دلگیرم نمی دانی که گاهی عاشقانه با خیالی در تب رویایی تو ارام می گیرم

نوروز مبارک به زبان انگلیسی


خواستم برایت هدیه بگیرم

گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زیباییم

برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ایستادگی ام

بید گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که همیشه سر به زیر دارم

به فکر فرو رفتم و

سرم را به زیر انداختم به ناگاه قلبم را دیدم

که بهترین چیز در زندگیم هست

به ناگه فریاد زدم

که قلبم را می فرستم

 

عیدت مبارک عشق من

 

باز هم بهار آمد تا فصلی دیگر را تازه کنیم

تا نگاه کنیم محول الحول و الاحوال را....

مدبر الیل و النهار را....

و مقلب القلوب و الابصار را....

تا شاید متحول شویم....

قلب هایمان....

و جسم هایمان نیز

 

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

 

عزیز دلم عیدت مبارک...

 

دوستان گلم ، ایشاالله که امسال سال خوبی واستون باشه و به هرچی که از خدا طلب میکنین برسین... و امیدوارم خدا همه ی عاشقا رو به عشقشون برسونه....و....

 

خدایا واسه همه دعا کردم منو هم لطفی کن و اون لا به لاها قرار بده که من بدجور محتاج رحمتتم.....هوامو داشته باش که امسال مثل پارسال نشه برام.....

 

بچه ها دعا کنین برام عید همتون مبارک

نوشته شده در 1/1/1391ساعت 03:36 توسط nazanin_active نظر(2) |






بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آه من ، شعر شب جدایی

ماه من کی میشود بیایی

ابر بهارم ، طاقت ندارم ، از دوری تو ، تا کی ببارم

با دیده ی تر ، یک بار دیگر ، بر زانوی غم ، سر می گذارم

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه مسئله هاست





هوس کردم گذشت زيربارون تو خيابون بيادت اشک بريزم

اخه وقتي بارون مياد رو صورت يه عاشق مثل من

حتي فرق اشک و بارون ديگه معلوم نميشه

امشب چشاي من مثل ابراي بهاره

 بخند به حال من که حالم گريه داره

چرا گريه نميتونه رو تو تاثير بزاره

اره بخند اره بخند که حالم خنده  داره

اون عشق يک طرفه من رو کشونده تو خيابونا 

نه ميخوام موقعه خلوت کسي دورو ورم باشه

نه پلکام روي هم ميرن نه دست ميکشم از گريه

نه ميخوام برف بياد وبارون نه چتري روسرم باشه


نوشته شده در 5/12/1390ساعت 07:07 توسط nazanin_active نظر(7) |


اگر مي دانستي كه چقدر دلتنگ تو هستم درجه ي ديوانگي ام را به چشم خود مي ديدي


اگر مي دانستي كه لحظه هاي حضورت ، تيك تاك ساعت زمان زندگي از كار باز مي ايستد


امواج طوفاني نگاهم را كه زير پلكهاي پراز اشكم پنهان است حس مي كردي


اگر مي دانستي كه صداي ضربان نفسهايت در قلب بيقرارم ، حكايت دلواپسي ها را نقش مي بندد


تمام قصه هايي را كه در طول دوبهار براي رؤياهايم ساختم ، لمس و باور مي كردي


اگر مي دانستي كه طنين ناز صدايت ، فصل فصل كتاب زندگي ام را رنگين و زيبا مي كند


آنگاه تمام اشكهاي غريبانه ام براي دل شيشه اي و نازكت معنا مي شود


اگر مي دانستي كه لرزش ضربان قلبم براي ضربان قلب عاشقت چگونه هراسان مي تپد


عشق را در امواج نگاههاي بي تابي و دلنگراني هايم مي ديدي و حقيقت درونم را روشن مي گرفتي


اگر مي دانستي كه چقدر بيقرار و دلتنگ تو و لحظه هاي شيرين بودن و حس كردنت

هستم


تپش موج هاي عاشقي را در چشمانم حس مي كردي و مي دانستي كه چقدر چشم به راه توام


اگر مي دانستي كه حتي با وجود بودنت و حس كردنت بازم هميشه و هرلحظه دلتنگ توام


مي ديدي كه يك ديوانه چگونه براي حضور تو و نفسهايت پرپر مي شود و هرلحظه اشك مي ريزد


آري من چشم به راه توام اي ماه تابان هستي و بي كسي هاي عاشقي غريب


من بي تاب و بيقرار لحظه هاي بودنت هستم اي ستاره ي چشمك زن و روشن شبهاي تارم


من زنده به عشق توام ، پايبند به نفس هاي توام ، و در انتظار حضور ديدگان عاشقت هستم


من با تكرار نفس هاي تو زنده هستم و با حرفها و لبخندهاي آسماني تو جاني تازه ميگيرم


آري من بي تو هيچم اي اولين و آخرين و تنها عشق ماندگار ...................

نوشته شده در 23/9/1390ساعت 08:28 توسط nazanin_active نظر(16) |



یه جا دیدم نوشته بود "درد را ازهر طرف نوشتم درد بود."

یه کم بهش فکر کردم.......

درسته شاید دردهای زیادی وجود دارند وبالطبع هر دردی درمانی داره اما اگه درد رو برعکس کردی باید

درمان اون رو هم برعکس کنی.

تا حالا فکرکردی برعکس درمان چی می شه؟

دقیقا برعکس درمان می شه نامرد !!!

میدونی یعنی چی؟ 

یعنی شاید بعضی از دردها رو بشه درمان کرد اما اگه یه درد برعکس داشته باشی و بخوای درمانش کنی در حق خودت نامردی کردی چون وجود بعضی از دردها واقعا لازمه.

مثل چی؟

مثل درد فراق باید درد فراق رو سالها حس کرده باشی تا بتونی لذت وصال رو با تمام وجودت حس کنی.

پس یادمون باشه برای هر دردی دنبال درمان نباشیم و با دردامون مهربونتر باشیم چون .....

 

 

 

آخرین جمله ایی که به عشق نامرد خود می گویید چیست ؟یا
آخرین جمله شما به نامردی در عشق چیست ؟

دیگه نمی خوام ببینمت
بهش میگم خدا عاشقت کنه مثل من درد بکشی
راستی اونقدری که من دوست دارم دوست داره .....

برچسب ها :درد...........درمان,

نوشته شده در 7/9/1390ساعت 03:55 توسط nazanin_active نظر(5) |



" عقوبت "

سیاه سیاهم

با زرد هماهنگم کن استاد

گاه حجم یک کلاغ

کنتراست یک تابلو را حفظ می کند !

حسین پناهی



" عقوبت "


ملامتت نمی کنم

که مرا باور نکردی

هر چند به ناگاه امروز شد .

رد تنهائیم بر دیوار

نقش ترا جاودان کرده

و عجیب نیست که من دردم را

تنها به درختان می گویم.

لاک تنهائیم را

گذر آدمها سخت کرده

و من بناچار

بغضهایم را در لابلای ترکهای دیوار

- با وسواسی کودکانه -

می نهانم.

همبستری با خیالت

هر شب خطی نو می زاید

و من این نوزادان غم زاده را

با دردی جانکاه بر دفتری کهنه می خوابانم .

آه ! که شیون های گاه و بی گاهشان

در پس خط چین تحمل من

قیامتی به پا کرده ابدی .

کاش کسی به من می گفت

این عقوبت کدامین نکرده گناه است ؟!؟

کاش ...

کسی ...

به من ...

می گفت ...

کاش .
نوشته شده در 15/8/1390ساعت 04:34 توسط nazanin_active نظر(10) |

 


نیمه شب از خواب می پرم
.

 تموم تنم عرق کرده .

 تختت سرد تر از همیشه و تنم داغ و تب داره .

 روی تخت دست می کشم...... 

                           دنبال یه چیز شایدم یه نفر می گردم!...

 هیچی نیست ... هیچ کسی هم نیست .

 سرفه می کنم ... بلند بلند

 می دونم کسی نیست که از خواب بپره .

 روی تخت می شینم .

 انگشتامو فرو می برم لابه لای موهام .

 فقط صدای نفس خس دار خودمو می شنوم .


 نفس نمی کشم شاید یه صدای دیگه

 مثه صدای نفسهای آروم یه نفر دیگه به گوشم بخوره و آرومم کنه

 ولی هیچ صدایی نیست

 سکوت توی گوشت سیلی می زنه

 دلــــــــــــم بـــــــــدجــــــــــوری مــــــــی گیـــــــــــره

 می خوام با یه نفر حرف بزنم

 لبامو از هم باز می کنم

 همه حرفام توی بغض گلوم گیر می کنه

 لبام رو می ذارم روی هم

 دوباره روی تخت دراز می کشم

 سعی می کنم بخوابم ... چشمامو روی هم فشار می دم

 

 احساس می کنم یهو یه دست گرم روی پیشونیمو لمس می کنه

 چشامو باز می کنم ...  باورم نمی شه اما

 خودشه  ...  اون خودشه

 با همون چشای نگران ... با همون چشای مرطوب

 می خوام لبامو باز کنم اما اون دستشو می ذاره روی لبام

 - تو باید استراحت کنی , خیلی تب داری

 می خوام با تموم وجودم داد بزنم که دلم واسش تنگ شده

 نمــــی تــــــــــونـــــــــــم .... نمــــی تــونـــــــــم

 یه حوله خیس می ذاره روی پیشونیم

 عرقای سرد تنمو خشک می کنه

 یه لحاف گرم میکشه روم

 آروم میشینه کنارم ... تنشو به تنم می چسبونه

 - چقدر تو داغی ...

 دستشو می ذاره روی سینه ام

 - سعی کن بخوابی

 و من چشامو می بندم

 از لای پلکای بسته ام قطره های گرم اشک می لغزه روی گونه هام

 می ترسم همه اینا یه خواب باشه

 با نوک انگشتای ظریفش قطره های اشکمو از روی گونه هام پاک می کنه

 - تو داری گریه می کنی ؟ ...

 می خوام لبامو باز کنم و داد بزنم :

 - آره.. گریه می کنم ... برای تو .. برای بی رحمیت ... برای رفتنت ...

برای تنهاییم ...

 ولی نمی تونم

 طعم شیرین و دوست داشتنی لبای اونو روی لبام حس می کنم

با تموم وجودم حس می کنم

 
می ترسم چشامو باز کنم


 ولی طاقت نمیارم

 چشامو باز می کنم ....

 هیچی نیست ...

 دورتا دورت دیوار ... فضای تاریک اتاق ... یه تخت خواب در هم و سرد ... و سکوت

 فقط یه عطر آشنا به مشامم می خوره

 شونه سمت چپم رو بو می کنم

 عطر خودشه ... آره اشتباه نکردم ... عطر خودشه

 اما هیچ اثری از اون نیست .

 و باز هم سکوت ... تنهایی ... رخوت و انتظار ...

 انتظار برای کسی که دیگه نیست

نوشته شده در 22/7/1390ساعت 01:55 توسط nazanin_active نظر(4) |


آواز عاشقانه ما در گلو شکست


حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

ديگر دلم هواي سرودن نمي کند .

تنها بهانه دل ما در گلو شکست .

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم .

آن گريه هاي عقده گشا در گلوشکست .

آن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بود .

خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست .

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند .

نفرين و آفرين و دعا در گلو شکست .

تا آمدم که با تو خداحافظي کنم .

بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

برچسب ها :عشق من,

نوشته شده در 9/6/1390ساعت 12:55 توسط nazanin_active نظر(8) |




دردهای شبانه*

*

خدایا ..*..خدایا نمی دانم چه اوایی را زمزمه کنم..چه ترانه ایی را سر مشق درد ودلها ی*

دریا نمایم تا شاید ستا ره طلایی دریا رفیق نیمه راهم نباش*د....

نه اینکه اشنای دریا نیستم که غواص دیرین دریایم...*

خدای من ... *

 

مهربانم تنها ی تنها تو می دانی ...*.من به یاد دردهای شبانه دریا اشک ریختم

ناله کردم ...نوشدارویی بودم قبل از مرگ سهراب ...اما نه ...نه سهراب بلکه خودم

خدای من.. *

 

من هنوز امیدوار مناجاتهای شبانه ی دریایم* ...کاش می دانستم چه رازی نهفته در سکوت مرموز

اسمان خشمگین دریا..*

ای کاش به پرواز رویایی ققنوس دریا پی می بردم.....*

 

 

پذیرای دل دریایی مهربانتان هستم...   *           *                  

 
*                                                             *                      *

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

برچسب ها :عشق,

نوشته شده در 9/6/1390ساعت 12:50 توسط nazanin_active نظر(2) |

ياد دارم در غروبي سرد سرد

مي گذشت از كوچه ما دوره گرد

داد مي زد كهنه قالي مي خرم

دست دوم جنس عالي مي خرم

كاسه و ظرف سفالي مي خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشك در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهي كشيد بغضش شكست

اول ماه است و نان در سفره نيست

اي خدا شكرت ولي اين زندگيست؟

بوي نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بي روسري بيرون دويد

گفت آقا سفره خالي مي خريد؟

نوشته شده در 22/5/1390ساعت 07:23 توسط nazanin_active نظر(10) |

بعضی از آدم ها به تو فکر می کنند !

بعضی از آنها به تو توجه می کنند !

بعضی ها عاشقت می شوند !

بعضی ها آرزو دارند هدیه شان را بپذیری !

بعضی ها فکر می کنند که تو برای آنها یک هدیه ای !

بعضی ها دلتنگت می شوند !

بعضی ها برای موفقیت هایت جشن می گیرند !

بعضی ها قدرتت را تحسین می کنند !

بعضی ها می خواهند فقط با تو باشند !

بعضی ها حمایت تو را می خواهند !

بعضی ها می خواهند فقط با تو حرف بزنند !


بعضی ها تنها می خواهند دستت را بفشارند !

بعضی ها می خواهند که تو همیشه شاد باشی !

بعضی ها می خواهند همیشه سلامت باشی !

بعضی ها برایت آرزوی سعادت دارند !

و بعضی شانه هایت را برای گریه هاشان !

و همه احتیاج دارند تا این ها را به تو بفهمانند !

اما : هرگز , از آرزوی کسی مگریز !!

شاید این تنها چیزی باشد

       که آن ها در زندگی دارند !!!Cry

 

برچسب ها :عش- جملات عاشقانه - محبت- نفس - برای تو - من- دیده......,

نوشته شده در 13/5/1390ساعت 11:15 توسط nazanin_active نظر(7) |




مهتاب



مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

نيست يکدم شکند خواب به چشم کس وليک

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم مي شکند.



نگران با من استاده سحر

صبح مي خواهد از من

کز مبارک دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلکه خبر

در جگر ليکن خاري

از ره اين سفرم مي شکند .



نازک آراي تن ساق گلي

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

اي دريغا به برم مي شکند.



دستها مي سايم

تا دري بگشايم

بر عبث مي پايم

که به در کس آيد

در و ديئار به هم ريخته شان

بر سرم مي شکند.



مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

مانده پاي آبله از راه دراز

بر دم دهکده مردي تنها

کوله بارش بر دوش

دست او بر در ، مي گويد با خود :

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم مي شکند.
نوشته شده در 3/4/1390ساعت 10:50 توسط nazanin_active نظر(7) |

مشاهده این متن عاشقانه در ادامه مطلب

( ادامه مطلب )


برچسب ها :عشق,

نوشته شده در 1/4/1390ساعت 11:42 توسط nazanin_active نظر(1) |

 

مشاهده این متن عاشقانه در ادامه مطلب

( ادامه مطلب )


برچسب ها :عشق,

نوشته شده در 1/4/1390ساعت 11:39 توسط nazanin_active نظر(0) |

عشق نگهداری میخواد، شبها بیداری میخواد، وقتی تنگه دل یار، از تو دلداری میخواد




وقتی کسی به دلت نشست نشستنش مقدسه، حتی اگه نخواهدت نفس کشیدنش بسه

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد به من، من خودم بودمو یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید

عشق کلید شهر قلب است، به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که بار هر کلیدی باز شود

شکلک های عروسک

آرزوم بی تو محاله، لحظه هام بی تو سواله، / بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی عبوره / من نمیخوام تو خیالم بهت بگم عاشقت هستم / دوست دارم که راستی راستی حس کنم کنارت هستم

من در این کلبه خوشم تو در آن اوج که هستی خوش باش، من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش

اگر یادت کنم دیوانه میشم / فراموشت کنم بیگانه میشم / اگر ترکت کنم میمیرم از غم / فراموشت کنم میپاشم از هم

غم خانه عشق تو به رضوان ندهم، یک خار تو را به صد گلستان ندهم / تو معدن عشق آرزوهای منی، من کفر تو را به گنج ایمان ندهم

یک شب از عمرم صفحاتی خواندم، چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم / همه دفتر عمرم ورقی پیش نبود، همه تکرار تمنای تو بود

ای دوست گلی به یادگار بفرست، گر لایق گل نیستم خار بفرست / از بهر خدا، نه از بهر دلت، من پیامی داده ام تو جوابی بفرست!

موجم کردی که بی قرارت باشم، ابرم کردی که اشک بارت باشم / در سکوت گل جلوه نمودی تا من، چون خار همیشه در کنارت باشم

نازی که ز لبخند گل یاس هویداست / زیبایی عشق است که در چشم تو پیداست

هر چه باشی نازنین، ایام خارت میکند / هر چه باشی شیر دل دنیا شکارت میکند

هر چه باشی با لب خندان میان دیگران / عاقبت دست طبیعت اشک بارانت میکند

برچسب ها :عشق,

نوشته شده در 24/2/1390ساعت 10:50 توسط nazanin_active نظر(4) |


یک شب

  یک شب ز ماورای سیاهی ها
چون اختری بسوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می آیم

سرتا بپا حرارت و سرمستی
چون روزهای دلکش تابستان
پرمیکنم برای تو دامان را
از لاله های وحشی کوهستان

یک شب ز حلقه که به در کوبم
در کنج سینه قلب تو می لرزد
چون در گشوده شد تن من بی تاب
در بازوان گرم تو می لغزد

دیگر در آن دقایق مستی بخش
در چشم من گریز نخواهی دید
چون کودکان نگاه خموشم را
با شرم در ستیز نخواهی دید

یکشب چو نام من به زبان آری
می خوانمت به عالم رویایی
بر موجهای یاد تو می رقصم
چون دختران وحشی دریایی

یکشب لبان تشنه من با شوق
در آتش لبان تو میسوزد
چشمان من امید نگاهش را
بر گردش نگاه تو میدوزد

از زهره آن الهه افسونگر
رسم و طریق عشق می آموزم
یکشب چو نوری از دل تاریکی
در کلبه ات شراره میافروزم

آه ای دو چشم خیره به ره مانده
آری منم که سوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می آیم.

 

برچسب ها :عشق,

نوشته شده در 22/2/1390ساعت 12:09 توسط nazanin_active نظر(0) |

و چشمانت رازِ آتش است.


و عشقت پیروزیِ آدمی‌ست

هنگامی که به جنگِ تقدیر می‌شتابد.


و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
و گریزِ از شهر
که با هزار انگشت
به وقاحت
پاکیِ آسمان را متهم می‌کند.
نوشته شده در 6/2/1390ساعت 03:39 توسط nazanin_active نظر(1) |

از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم.


سیاهی چشمانت رادوست دارم
چون رنگ روزگار من است.


با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه
با خبر باش که من غرق گناهم همه عمر.


اگر غم هم مرا تنها گذارد
دگر تنهای تنها میشوم من.


دل پیش تو و دیده به سوی دگرانم
تا خلق ندانند به سویت نگرانم .


من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم
من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم.


از دشمنان شکایت برند به دوستان
چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم ؟


دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت
کــی شــود پیــش قدمـهای تو اسفـند شـوم.


زهرجا بگذرد تابوت من قوقا بباخیزد
چه سنگین میرود این مرده از بس ارزوهاداشت.


دیوانه را توان به محبت نمود رام  
  مارا محبت است که دیوانه میکند.


چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم
که دل بدست کمان ابرویست کافر کیش. 

سیه شد روزگارم ، تا نگاه آشنا دیدم.


این نفس بد اندیش به فرمان شدنی نیست
این کافر بد کیش مسلمان شدنی نیست...


مبادا ای طبیب بهر علاج درد من کوشی
که من درسایه ی این ناخوشی حال خوشی دارم.


ناله را هرچند می خواهم که پنهانی کشم
سینه می گوید که من تنگ آمدم، فریاد کن.


گرید و سوزد و افروزد و نابود شود
هر که چون شمع بخندد به شب تار کسی

بی گمان دست در اغوش نگارش ببرند
هر که یک بوسه ستاند ز لب یار کسی.


اشک را قاصد کویش کنم ،ای ناله بمان
زانکه صد بار تو رفتی ، اثری نیست ترا.


سنگدل ! با من مدارا کن ، فراموشم مکن
بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگین تر است.


آن که دائم هوس سوختن ما میکرد
کاش می آمد و از دور تماشا میکرد.


دیوانه باش تا غمت عاقلان خورند
عاقل مباش که غم دیوانگان خوری.


 شمع بزم محفل شاهان شدن ذوقی ندارد
 ای خوشا شمعی که روشن میکند ویرانه ای را.


دیاری که در آن نیست کسی یار کسی
 یا رب ای کاش نیفتد به کسی کار کسی.


من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل ،
 بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید . . .


یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناصره بفروخته بود.


مردی نبود ، فتاده را پای زدن
گردست فتاده ای گرفتی ، مردی.


من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها.


ما زنده برآنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.


نترسم که با دیگران خو کنی
تو با من چه کردی که با او کنی.


مرغ دلگیرم و کنج قفسی میخواهم
که غریبانه سر خویش کنم  در پر خیش.


ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد.


تو آن ابری که بر ما سایه داری و نمی باری
نمی دانم چرا دست از سر ما بر نمی داری.


جدایی را نمی خواستم خدا کرد
کدام ناکس به حق ما دعا کرد.


دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست
من به تو جان میسپارم دل که قابلدار نیست.


گر مذهب مردمان عاقل داری
یک دوست بسنده کن که یک دل داری.


زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود.


یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها
کی بماند برگ کاهی در میان بادها.


خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند
حیف من زاده ی امروزم
خدایا جهنمت فرداست
پس چرا امروز می سوزم.


تویی بهانه آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی.


هر کس بد ما به خلق گوید ما دیده به بد نمی خراشیم
ما نیکی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم. 

 

اگر لذت ترک لذت بدانی          دگر شهوت نفس لذت نخوانی.


از سینه تنگم دل دیوانه گریزد          دیوانه عجب نیست که از خانه گریزد.

برچسب ها :تک بیتی های عاشقانه,

نوشته شده در 9/1/1390ساعت 11:54 توسط nazanin_active نظر(5) |

همه رفتند از این خانه ولی غصه نرفت ،
این یار قدیمی چه وفایــی دارد ...


                                                     باغبان در را نبند من فرد گلچین نیستم
                                                     من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم.


هر که در سینه دلی داشت به دلـداری داد
دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز


                                                      نا له پنداشت که در سینه ی ما جا تنگ است
                                                      رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است

 

آنروز که کارِ همه می‌ساخت خداوند     

ما دیر رسیدیم و، به جائی نرسیدیم

                                                       آتش بگیر، تا که بدانی چه می‌کشم     
                                                       احساسِ سوختن، به تماشا نمی‌شود

با خون غم نوشتم غربت مکان ما نیست

از یاد بردن دوست ، هرگز مرام ما نیست

 

 

برچسب ها :تک بیتی..,

نوشته شده در 9/1/1390ساعت 11:50 توسط nazanin_active نظر(0) |

دانلود 2 آهنگ زیبا از celen dion و martina mcbride
.
.
.
.

پیشهناد میکنم حتما دانلود کنید واقعا زیباست.


http://dc254.4shared.com/img/280228907/4affe78b/Celine_Dion.jpg?rnd=0.9407903158888338&sizeM=7
http://www.ibookingagent.com/wp-content/uploads/2009/11/Carrie_Underwood.jpg




لینک دانلود:


celen dion & martina mcbride:


celen dion - song for you

Martina McBride - My Valentine




برچسب ها :خارجی,

نوشته شده در 1/1/1390ساعت 01:54 توسط nazanin_active نظر(4) |

سلام نوروز رو به همه ی دوستان گلم تبریک عرض میکنم .
انشاالله که سال خوب و پر برکتی داشته باشین سر سفره ی هفت سین ما رو هم دعا کنید که محتاج به دعاییم.
موفق و پیروز باشین و خوش بگذره.


برچسب ها :نوروز مبارک,

نوشته شده در 26/12/1389ساعت 01:59 توسط nazanin_active نظر(1) |


Design By : 2Khati